جادوگران شب ، هنگ زنان خلبان که ارتش نازی را زمین گیر کردند

سرمایه حیاتی شوروی برای پیروز در جنگ جهانی دوم

 

زنان خلبان در پوشش تاریکی درابتدایی ترین هواپیمای دو باله ساخته شده از تخته سه لایه پرواز کردند و در شرایطی  شجاعانه در برابر گلوله و سرمازدگی در آسمان مبارزه میکردن که روی زمین با شک گرایی و آزار جنسی روبه رو بودن.

نازی ها به قدری از اونها وحشت و تنفر داشتند که هر نیروی هوایی آلمانی که میتونست یکی از اونها را زمین بزند به طور خودکار مدال معتبر صلیب آهنین، نشان نظامی کشور آلمان را دریافت میکرد.

روی هم رفته زنان هنگ ۵۸۸، شبانه بیش از ۲۳,۰۰۰ تن بمب رو سر نازی ها ریختن و به سرمایه حیاتی شوروی برای برنده شدن در جنگ جهانی دوم تبدیل شدن.

آلمانها به اونها لقب ناچکسن به معنی “جادوگران شب” دادند، چون صدایی که هواپیماهای چوبیشان تولید میکرد شبیه جارو بود. به نقل از استیو پرَوز نویسنده فیلمنامه جادوگران شب یک گزارش واقعی از اسکادران زن کم شناخته شده ” این تنها هشداری بود که آلمانها دریافت میکردند. هواپیماها برای ردیابی رادار یا مکان یاب مادون قرمز خیلی کوچک بودند. آنها هرگز از بیسیم استفاده نمیکردند، بنابراین مکان یابهای رادیویی نیز نمیتوانستند ردشان را بزنند. آنها اساسا روح بودند.”

استفاده از زنان انتخاب اول نبود. در حالیکه زنان قبلا از مبارزه منع شده بودند، فشار پیشروی دشمن به فرماندهان شوروی دلیلی داد که این قانون را بررسی دوباره کنند. آدولف هیتلر عملیات بارباروسا و حمله گسترده به اتحاد جماهیر شوروی را در ژوئن ۱۹۴۱شروع کرده بود. تا پاییز آلمانها داشتند به مسکو فشار می آوردند، لنینگارد تحت محاصره بود و ارتش سرخ داشت کم می آورد، شوروی چاره دیگه ای نداشت.

اولین مأموریت هنگ ۵۸۸ام، در ۲۸ام ژوئن، ۱۹۴۲، مقر نیروهای متجاوز نازی را به طور موفق هدف قرار داد.

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم

یک زن عهده دار مسئولیت میشود

اسکادران مغز متفکر مارینا راسکووا بود، معروف به “امیلیا اِرهارتِ شوروی”- مشهور نه تنها به خاطر اولین زن هدایتگر در نیروی هوایی شوروی بلکه همچنین برای خیل پروازهای فواصل طولانیِ ثبت شده اش. او نامه های فراوانی از زنان سراسر اتحادیه جماهیر شوروی دریافت کرد که تمایل داشتن به نیروی جنگ جهانی دوم بپیوندن. در حالیکه آنها در نقشهای حمایتی فعالیت میکردند، زنان زیادی بودن که تمایل داشتند اسلحه دست بگیرن و خلبان باشن، و به تنهایی پرواز کنن. بسیاری برادر و عزیزی را از دست داده بودن، یا شاهد ویران شدن خانه ها و روستاهایشان بودن. به خاطر همین راسکووا به دیکتاتور شوروی جوزف استالین دادخواست تشکیل اسکادران مبارز متشکل از فقط بانوان را داد.

در ۸ اکتبر، ۱۹۴۱، استالین دستور تشکیل سه واحد نیرو هوایی متشکل از بانوان را داد. این زنها نه تنها مأموریتهای پرواز و بمباران کردن داشتن بلکه اجازه حمله برگشتی نیز داشتند، اتحادیه جماهیر شوروی اولین کشوری شد که به طور رسمی به زنان اجازه دخالت در حمله داد. قبلا زنان میتونستن در نقل و انتقال هواپیماها و مهمات مشارکت کنن و ادامه ی کار با مردها بود.

راسکووا به سرعت تیمهای خودش را تشکیل داد. از بیش از ۲,۰۰۰ تقاضا، اون حدود ۴۰۰ زن را برای هر کدام از سه واحدش انتخاب کرد.اونها اغلب دانشجوهایی با رده سنی بین ۱۷ تا ۲۶ سال بودن. کسایی که انتخاب شدن به انگلس، یک شهر کوچک در شمال استالینگارد برای گذراندن دوره در مدرسه هوانوردی انگلس، نقل مکان کردن. اونها تحت آموزشهای بسیار فشرده قرار میگرفتن و از اونها انتظار میرفت چیزی که برای اغلب سربازها سالها طول میکشید درک کنن را ظرف چند ماه یاد بگیرن.

جدا از یادگیری های بسیار در بازه زمانی کوتاه، اونها با شک و تردید برخی ازپرسنل نظامی مرد روبه رو بودن که اعتقاد داشتن اونها هیچ ارزشی به نیروی تهاجی اضافه نمیکردن. راسکووا نهایت تلاشش را برای آماده کردن نیروهایش برای چنین برخوردهایی کرد، اما اونها همچنان با آزار جنسی، شبهای طولانی و شرایط ناخوشایند روبه رو بودن. پروز به وبسایت خبری تاریخ گفت “مردها دوست نداشتند دختر کوچولوها خط مقدم بروند. (اعتقاد داشتند) این یک کار مردونه است.”

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم
مارینا راسکووا، مسکو، ۱۹۳۸

 دست و پا کردن لباس فرم با هرچیز دم دستی

ارتش که آمادگی خلبان زن نداشت، به اونها منابع ناچیزی میداد.به اونها لباس فرمهای سربازان مرد و من جمله چکمه های سایز بزرگ میداد. به نقل از پروز “آنها ناچار به پاره کردن ملحفه ها و چپاندنشان در چکمه هایشان برای اندازه کردن چکمه هایشان بودند.”

تجهیزاتشان هم دست کمی نداشت. ارتش، هواپیماهای دو باله پلیکارپرو پی اوتیپ ۲ خارج از رده، کراپ داسترهای سالهای ۱۹۲۰ که برای آموزش استفاده میشدند در اختیارشان میگذاشت. این هواپیماهای سبک دو نفره، با اتاق خلبانی کاملا باز اصلا برای جنگ نبودند. به نقل از پروز “شبیه تابوت بالدار بود.”  هواپیما از تخته چند لایه ای که پارچه برزنت رو اون کشیده شده بود ساخته شده بود و تقریباً هیچ محافظتی ازمحیط اطراف ایجاد نمیکرد.

با پرواز در شب خلبانها با دمای یخبندان، باد و سرمازدگی روبه رو بودند. در زمستان بی رحم شوروی، هواپیما به قدری سرد میشد که حتی لمس مستقیم اون پوست بی محافظ را پاره میکرد.

به دلیل ظرفیت محدود هواپیما و بودجه کم ارتش، خلبانهای زن از امکانات لوکس دیگه ای که همکاران همتای مردشان لذت میبردند بی بهره بودند. به جای پاراشوت (که بسیار سنگین بودند برای حمل)، رادار، تفنگ و بیسیم، زنان را مجبور میکردن از وسایل ابتدایی مانند خط کش، کرنومتر، چراغ قوه، مداد، نقشه و قطب نما استفاده کنن.

هواپیماهای قدیمی یه سری نقاط قوت داشتن. سرعت حداکثریشان از سرعت حرکت هواپیماهای نازی ها کمتر بود، این به این معنا بود که اونها میتونستن با سرعتی بیشتری از دشمن مانور بدن و هدف قرار گرفتنشان سخت بود. و اینکه اونها قادر بودن به راحتی از تقریبا هرجا بلند بشن و فرود بیان . نقطه ضعف؟ وقتی مورد حمله دشمن قرار میگرفتند ناچار به قوطه ور ساختن هواپیما و غواسی روی آب میشدن، تقریبا هیچکدوم از این هواپیماها تمهیدات دفاعی نداشتن. اگر مورد اصابت گلوله های ردیاب که حامل پیروتکنیک بودن قرار میگرفتن، هواپیماهای چوبیشان در شعله های آتش منفجر میشد.

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم
هواپیمای پارتیزان، پلی کارپرو پی او- ۲ در طول جنگ جهانی دوم

شبهای طولانی، تدابیر جنگی مخفی

پلیکارپروها تنها قادر بودن هربار دو بمب حمل کند، یکی زیر هربال. برای رخنه کردن در خط مقدم آلمانها، در هر شب ۴۰ دسته دوتایی پرواز اعزام میکرد. هرکدام بین هشت تا هجده مأموریت در هر شب انجام میدادن و بین هر مأموریت برای مجهز شدن برمیگشن. وزن بمبها آنها را ناچار به پرواز در ارتفاع کم میکرد که باعث میشد راحت تر مورد هدف قرار بگیرن، برای همین فقط شبها مأموریت میرفتند.

هواپیماها با یک خلبان در جلو و یک هدایتگر در پشت، دسته ای حرکت میکردن. هواپیماهای اول به عنوان طعمه برای جذب چراغ نورافکنهای آلمانها میرفتند. این هواپیماها که به ندرت تمهیدات برای دفاع از خود داشتند، با شعله افکنی هدف مورد نظر را روشن میکردن. هواپیمای آخر موتورهایش را متوقف میکرد و با موتور خاموش در تاریکی هوا به منطقه بمباران در هوا سر میخورد. این شیوه مخفیانه اونها بود که امضای اونها یعنی صدای جارو را تولید میکرد.

جادوگران شب از دوازده فرمان اطاعت میکردند. اولیش این بود که “به زن بودنت افتخار کن.” کشتن آلمانها شغلشان بود، اما در اوقات بیکاری خلبانان قهرمان، به سوزن کاری، وصله پینه، تزیین هواپیمایشان و رقص مشغول میشدند. اونها حتی مدادی که برای جهت یابی استفاده میکردند را برای استفاده به عنوان خط چشم دو منظوره کردن.

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم

منحل و نادیده گرفته شده

آخرین پروازشان ۴ می، ۱۹۴۵ انجام شد، وقتی که جادوگران شب ۶۰ کیلومتری برلین پرواز میکردن، سه روز بعد، آلمان به طور رسمی تسلیم شد.

به استناد پروز، آلمانها دو تئوری برای این میزان موفقیت این زنها داشتن: آنها همه مجرمانی بودند که در دزدی استاد بودند و برای تنبیه به خط مقدم فرستاده شده بودند و یا آنها تزریق خاصی میگرفتند که میتوانستند در شب ببینند!

در مجموع این زنان جسور قهرمان بیش از ۳۰۰۰۰ مأموریت انجام دادن، در حدود ۸۰۰ ماموریت به ازای هر خلبان و هدایتگر. اونها در مجموع ۳۰ خلبان از دست دادن، و ۲۴ تا از اونها لقب قهرمان اتحادیه جماهیر شوروی را پاداش گرفتند.

راسکوا، مادر جنبش، ۴ ژانویه ۱۹۴۳، وقتی به خط مقدم فرستاده شد کشته شد، هواپیمایش هرگز به مقصد نرسید. برای او اولین مراسم ختم دولتی جنگ جهانی دوم برگزار شد و خاکسترش در کرملین دفن شد.

با وجود اینکه اونها با افتخارترین یگان نیروی هوایی در اتحادیه جماهیر شوروی بودن، گروه جادوگران شب شش ماه بعد از پایان جنگ جهانی دوم منحل شد و در زمان رژه روز پیروزی بزرگ در مسکو، از آنها قدردانی نشد، چون که گفته شد هواپیمایشان خیلی کند بودن!!!

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم
کاپیتان پُلینا اُسِپینکو (کمک خلبان و فرمانده هواپیما)، قائم مقام عالی اتحاد جماهیر شوروی یو. اس. اس. آر. والنتینا گریزودووا (هدایتگر)، و ستوان ارشد مارینا راسکوا درست قبل از پرواز

 

جادوگران شب ، زنان خلبان ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم

 

منبع : history.com

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *