قتل مرموز

 

قتل مرموز سال ۱۹۲۷ که تبدیل به سیرک رسانه ای و فیلمی معروف شد. جرمی متشکل ازخیانت، قتل و کلاهبرداری برنامه ریزی شده از بیمه.

یک خانم متاهل خانه دار با یک مرد فروشنده ارتباط برقرار میکند و سپس نقشه ی قتل همسرش و کلاهبرداری از شرکت بیمه برای فوتش را میکشند. اگر این به نظر بخشی از یک فیلم میاد برای اینه که همینطوره؛ این بخشی از فیلمی جنایی به نام غرامت دوبرابر است. اما این اتفاقیست که در دنیای واقعی هم رخ داد، جرمی که غرامت دوبرابر از آن الهام گرفته شد و حتی جیمز کین یک رمان از روی این اتفاق نوشت.

در ۲۰ مارس، ۱۹۲۷، روث سنایدر ادعا کرد دو مرد ایتالیایی قوی هیکل وارد خانه اش در کویینز شده اند و با ضربه ای بیهوشش کردند، گفت او را بسته و در هال رها کردند. بعد همانطور که دختر ۹ ساله اش همچنان در خواب بود همسرش را کشتند و جواهراتش را دزدیدند.

پلیس فورا مشکوک شد چرا که سنایدر به نظر ضرب دیده نمیرسید، و از همه مهمتر پلیس جواهرات دزدیده شده را چپانده شده زیر رختخوابش پیدا کرد و ظرف چند ساعت، اسم مرد متاهل گن فروش همخوابه اش هنری جود گری را لو داد و قتل را گردن او انداخت.

روث سنایدر

وقتی پلیس به گری رسید، او اعتراف کرد اما سنایدر را متهم کرد که او را اغوا کرده و نقشه قتل شوهرش ویرایشگر هنری مجله موتوربوت را کشید. پلیس همچنین دریافت که درست قبل از قتل شوهرش، سنایدر یک قرارداد غرامت دوبرابری بیمه به نام شوهرش به مبلغ ۱۰۰،۰۰۰ $ در صورت مرگ اتفاقی جعل کرده بود.

درکنار کلاهبرداری شکست خورده از بیمه، یکی از جالب توجه ترین جنبه های این جرم ارتکاب ناگهانی آن توسط سنایدر و گری بود. آنها شوهر سنایدر را با ضربهزدن یک جسم سنگین به سر، چپاندن پنبه آغشته به کلروفرم در بینی اش و خفه کردن با سیم قاب عکس کشتند. آنها سعی کردند با صحنه سازی ضعیف جرم را “دزدی” جلوه دهند و وقتی این قصه لو رفت، پرنده های عاشق خیلی راحت به هم پشت کردند.

اون زمان روزنامه نگار، دامون رانیون اسم “قتل احمقانه” را روش گذاشت اما همچنان برای تقریبا یک سال توجه رسانه ها را بیش از حدی که این قتل به طور کلی برای جامعه حائز اهمیت بود جلب کرد، به نقل از مورین بیسلی، استاد بازنشسته روزنامه نگاری دانشگاه مریلند، اینها شخصیتهای سیاسی نبودند، اشخاص مهمی نبودند، سلبریتی نبودند، اینها اشخاص معمولی بودند.

نیروی محرکه پشت این پوشش خبری دعوای رسانه ای مجله های زرد نیویورک بین دیلی گرافیک، دیلی نیوز و دیلی میرور  بود. برای فروش بهتر، آنها دست به دامن قصه هایی شدند که به عموم کمی ارتباط داشت و از جزئیات فریبنده برای جذب مخاطب استفاده کردند. به نقل از بیسلی”مجله های زرد از درست کردن جرئیات ساختگی واهمه ای نداشتند چرا که هیچ گونه سختگیری برای بیان حقایق وجود نداشت.” قبل از سنایدر و گری هم رسانه های زرد نیویورک حساسیت رسانه ای مشابهی از قتل ۱۹۲۲ یک کشیش و یک خواننده کُر در نیوجرسی درست کردند.

همچنین بخوانید: چیزی ندارم بگویم

مجله های زرد در پوشش خبریشان، سنایدر و گری را به شخصیتهای مهیج فیلمهای هالیوودی تبدیل کردند. این مخصوصا در مورد سنایدر که تبدیل به یک زن افسونگر شده بود صدق میکرد. مجله های زرد به او ” قاتل بلوند مصنوعی” یا “خون آشام همسر”  میگفتند.

هنری جود گری
هنری جود گری

گری همچنین با مجله های زرد زیاد صحبت میکرد و از خودش چهره ی یک قربانی ترسیم میکرد. پیش از آنکه حتی دادگاهی سنایدر و گری آغاز شود، او خیانتش با سنایدر را برای دیلی نیوز اینچنین توصیف کرد: “او صورت خود را یک اینچی صورت من میگذاشت به چشمانم عمیقا زل میزد تا که کاملا مرا مال خود کند. در حالیکه ذهنم را با چشمانش هیپنوتیزم میکرد کنترل جسمم را با سیلی زدن به گونه هایم با کف دستهایش به دست میگرفت.”

این نوع پوشش خبری توجه زیاد عموم را به به این پرونده جلب کرد. به نوشته جسی رِیمی بهار۲۰۰۴ مقاله در ژورنال سوشال هیستوری: “هزاروپانصد نفر در هر روز دادگاه را پر میکردند، در حالیکه دو هزارنفر در بیرون در خیابانها ازدحام میکردند.” فروشندگان دوره گرد بلیطهای تقلبی برای پنجاه دلار فروختند.

خب این حماسه چطور پایان یافت؟ در رمان جیمز کین، فروشنده با قایق به آمریکای لاتین فرار میکرده که همدست زن خود را هم در قایق میبیند. بعد از ترس اینکه دستگیر بشوند از آنجا که روزنامه ها جرم آنها را بسیارحساس کرده بودند، هردو شب هنگام با پریدن در دریا خودکشی کردند. در نسخه فیلمی غرامت دوبرابر، هیچ یک موفق به خارج شدن از کشور نشدند. مرد فروشنده دوست دخترش را میکشد و منتظر پلیس میماند که او را ببرد.

اما به گونه ای، انتهای واقعی قصه حتی تلخ تر نیز هست.

سنایدر و گری هردو محکوم شدند و هردو در یک روز در ژانویه ۱۹۲۸ با صندلی الکتریکی جان باختند. هیچ کس حق بردن دوربین به اتاق مرکز تادیبی سینگ سینگ که اعدام سنایدر در آن اجرا میشد نداشت، اما یک عکاس یواشکی یک دوربین جاسازی در قوزک پایش برد. در لحظه اعدامش، عکاس یک پاچه شلوارش را بالا آورد و دکمه شاتر در ژاکتش را زد و یک عکس تار گرفت.

روز بعد، دیلی نیوز عکس سنایدرِ بسته و ماسک زده شده را در صفحه اولش گذاشت و تیتر زد “مرده!”

دیلی نیوز
صفحه اول دیلی نیوز ۱۳ ژانویه، ۱۹۲۸، سنایدر در حال اعدام، ظرف ۱۵ دقیقه تمام نسخه ها به فروش رفت!

منبع: History.com

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *