سپتامبر سیاه

اپیزود پانزدهم راوکست

یه گروهی  از فلسطینی ها که خودشونو گروه فداییان آزادی فلسطین صدا میزدن و کینه شدیدی نسبت به اسراییلی ها داشتن به رهبری یاسر عرفات تو اردن و به خصوص منطقه کرامه پایگاه هایی درست میکنن و از اونجا شروع میکنن حملاتی رو علیه اسراییل و سرزمین های اشغالی انجام میدن، مثلا تو یه مورد به خاطر مین گذاری هایی که کرده بودن یه اتوبوس مدرسه تو منطقه آراوا منفجر میشه و 2کشته و 10 زخمی بجا میذاره.

این حمله ها انقدر ادامه پیدا میکنه که اسراییل سال 1968 تصمیم میگیره…

 

متن اپیزود سپتامبر سیاه:

 

سال 1948 بعد از اولین جنگ بین اسراییلی ها و اعراب که به جنگ استقلال معروفه، کشور اسراییل اعلام وجود میکنه، اون موقع تو همسایگی این کشور تازه تاسیس سرزمینی بود به اسم فلسطین شرقی که بعد از جنگ استقلال رسما به پادشاهی اردن تغییر نام پیدا کرد.

بعد از جنگ دوم بین اعراب و اسراییل تو سال 1967 که به جنگ شش روزه معروفه و با پیروزی اسراییلی ها تموم شد تعداد خیلی زیادی از فلسطینی ها چیزی حدود 70هزار نفر به اردن پناهنده شدن، این درحالیه که تو اردن از قبل حدود 650هزار فلسطینی زندگی میکردن که جمعیت قابل ملاحظه ای حساب میشدن.

یه گروهی  از فلسطینی ها که خودشونو گروه فداییان آزادی فلسطین صدا میزدن و کینه شدیدی نسبت به اسراییلی ها داشتن به رهبری یاسر عرفات تو اردن و به خصوص منطقه کرامه پایگاه هایی درست میکنن و از اونجا شروع میکنن حملاتی رو علیه اسراییل و سرزمین های اشغالی انجام میدن، مثلا تو یه مورد به خاطر مین گذاری هایی که کرده بودن یه اتوبوس مدرسه تو منطقه آراوا منفجر میشه و 2کشته و 10 زخمی بجا میذاره.

این حمله ها انقدر ادامه پیدا میکنه که اسراییل سال 1968 تصمیم میگیره به این گروه تو خاک اردن حمله کنه، صبح روز 21مارس تانک های اسراییل از رود اردن رد میشن و همزمان که وارد خاک اردن و روستای کرامه میشدن چتربازهای اسراییلی هم از سمت مخالف وارد اردوگاه فلسطینی ها میشن و درست وقتی که ارتش اردن با حملات توپخانه ای سعی داره جلوی اسراییلی هارو بگیره نیروی هوایی اسراییل هم وارد عمل میشه،

درگیری سنگین یک روز تمام بین اسراییلی ها و نیروهای فلسطینی و ارتش اردن که هم پیمان فلسطینی ها بود طول میکشه که نتیجه اون حدود 30کشته از ارتش اسراییل و حدود 300 کشته از نیروهای فلسطینی و اردنی بود ولی با اینکه نیروهای عرب کشته بیشتری داده بودن و تمام اردوگاهشون از بین رفت این ارتش اسراییل بود که عقب نشینی میکنه به خاطر همین بین اعراب از نیروهای فلسطینی و اردنی به عنوان پیروز این جنگ اسم برده میشه، ولی اسراییلی ها هم خودشونو پیروز جنگ میدونستن چون معتقد بودن هدفشون از بین بردن پایگاه فلسطینی ها تو کرامه بود که بهش رسیده بودن

بعد از این درگیری نیروهای فداییان که اسمشون به سازمان آزادی فلسطین ( ساف ) تغییر پیدا کرده بود روز به روز بزرگتر و قدرتمندتر شدن، گفته میشه تقریبا تا 48 ساعت بعد از جنگ حدود 5هزار فلسطینی، داوطلب حضور در ساف شدن و تعداد این نیروها تا 1ماه بعد به بیشتر از 20هزار نفر رسید که بیشتر از 6000 نفرشون تو امان پایتخت اردن بودن، از اون طرف هم عراق و سوریه شروع به آموزش نظامی این نیروها کردن کویت و لبنان هم هزینه های این گروه رو تامین میکردن، حتی یه صندوق مالی برای جمع کردن پول برای این گروه تشکیل دادن،

همینجوری که قدرت این گروه بیشتر میشد حملاتشون به اسراییل رو هم بیشتر میکردن که این موضوع اردن رو ناراحت میکرد چون اون زمان پادشاهی اردن داشت تمام تلاشش رو میکرد که کرانه باختری رود اردن رو به خاک کشورش برگردونه، البته با مذاکره

قدرت ساف تا جایی افزایش پیدا کرد که شهرهایی از اردن رو که توش اردوگاه داشتن مثل زرقا، امان، اربید، جرش ایالت خودمختار خودشون میدونستن و دیگه از قوانین دولتی تبعیت نمیکردن و قانون های خودشون رو داشتن، با لباسهای چریکی و اسلحه تو شهرها میچرخیدن، ایست بازرسی میذاشتن و خلاصه به هر شکلی تلاش میکردن قدرت نمایی کنن، پادشاه اردن ملک حسین هم اول سعی کرد تا جایی که میتونه مدارا کنه چون نگران بود که سازمان بخواد از بین خود اردنی ها هم یارگیری بکنه اون وقت دیگه هیچ کنترلی نمیتونست رو اوضاع داشته باشه

یبار یه شاخه ای از این نیروها به اسم النصر با پلیس اردن درگیر میشه اردن هم برای اینکه نشون بده دیگه شوخی با کسی نداره سریع به این گروه حمله نظامی میکنه و نتیجه اون میشه یک توافق 7ماده ای بین اردن و یاسرعرفات برای کنترل فعالیت های این گروه

اما نیروهای ساف به هیچ عنوان پایبند قرار داد نبودن و خیلی سریع داشتن تو شهرهای مختلف اردن پخش میشدن

مخصوصا اینکه پادشاه حسین داشت سعی میکرد با مطرح کردن قطعنامه 242 سازمان ملل که تو اون از اسراییل خواسته بود سرزمین هایی که تو جنگ های 6روزه اشغال کرده رو ترک کنه یه آشتی بین اسراییل و فلسطینی ها به وجود بیاره که اینکار اصلا مورد قبول نیروهای تندروی فلسطینی نبود، اونها کلا معتقد بودن که هیچ صلحی بین اونها نمیتونه شکل بگیره و فقط با اقدام نظامی باید اسراییل رو از بین ببرن

از اینجا به بعد این نیروها شروع به مخالفت با پادشاه کردن چون  اونو دست نشونده ی غرب میدونستن و حتی علنا 2بار برای ترور ملک حسین اقدام کردن، یبار وقتی که ماشینش داشت از یه ایست بازرسی مربوط به نیروهای ساف رد میشد به گلوله بسته شد و یبارم وقتی که داشت به سمت فرودگاه امان میرفت، که البته هیچکدومش موفقیت آمیز نبود.

حتی قول هایی که یاسر عرفات برای حفظ نظم اردن و آروم کردن اوضاع داده بود هم کاری از پیش نبرد چون این نیروها به چندین شاخه مختلف تقسیم شده بودن و عرفات تسلط کاملی رو همه نیروها نداشت،

ملک حسین هم این وسط بدجور گیرکرده بود، اگه شروع به درگیری و سرکوب جدی این نیروها میکرد حمایت جامعه عرب رو از دست میداد، اگر هم نسبت به اونها بی تفاوت میشد هم حکومت خودش به خطر میفتاد هم اعتبارش پیش ارتش اردن که حالا دیگه مخالف ساف بودن رو از دست میداد، واسه همین میره به مصر تا شاید اونجا بتونه جمال عبدل ناصرو قانع کنه که نیروهای ساف رو کنترل کنه.

ملک حسین بعد برگشت از مصر یه بیانه 10 ماده ای برای محدود کردن نیروهای ساف میده، این 10بند شامل ممنوعیت حمل اسلحه در مکان های عمومی، ممنوعیت ذخیره مهمات، ممنوعیت برگزاری تظاهرات و جلسات بدون اجازه دولت و قانون های دیگه بود، اما خیلی زود با اعتراض نیروهای ساف ملک حسین این قانون هارو لغو کرد و حتی به درخواستشو برای برکناری نخست وزیر اردن که ضد اونها فعالیت میکرد هم عمل کرد، البته میگن که اینکارهای پادشاه برای وقت خریدن بود تا بتونه حکومت رو برای مقابله همه جانبه با ساف آماده کنه.

اما لیبی عربستان و کویت خیلی علنی داشتن از ساف حمایت مالی میکردن در مقابل آمریکا و اسراِییل هم پشت ملک حسین بودن ولی همین حمایت اسراییل بدتر عرب ها رو نسبت به پادشاه بدبین کرده بود

ولی اسراییل چندوقت بعد به تلافی حملاتی که ساف به اون کشور کرده بود به ایربید  irbid حمله توپخانه ای و هوایی میکنه که باعث کشته شدن 8 نفر که فقط 1نفرشون نظامی بود و زخمی شدن 26 غیرنظامی دیگه میشه، بعد از این حمله هم ملک حسین برای تلافی کشته شدن شهروندان غیرنظامیش به طبریه tiberie  شهر مرزی اسراییل حمله توپخانه ای میکنه ولی برای اینکه یه چرخه ای از خشونت و درگیری شکل نگیره از طریق سفارت آمریکا به اسراییل پیغام صلح و آتش بس میده و اعلام میکنه که به هر شکلی هست سعی میکنه جلوی حمله نیروهای ساف به اسراییل رو بگیره، اسراییل هم با فشار امریکا این درخواست صلح رو قبول میکنه.

تو تابستان 1970 درگیری های اردن و فداییان ساف انقدر بالا گرفت که لشکر 3زرهی اردن به فرماندهی شریف شاکر بدون اجازه از پادشاه برای سرکوب ساف تانکهای خودشو به حرکت درمیاره ولی قبل از اینکه درگیری پیش بیاد ملک حسین دستور توقف حرکت تانکهارو صادر میکنه

ولی کار همینجا تموم نشد چون چند روز بعد فداییان و ارتش تو زرقا درگیر میشن و فداییان به دفتر اطلاعات اردن حمله میکنن، بعد از حمله ملک حسین شخصا برای پیگیری میره سمت این دفتر که تو مسیر به ماشینش حمله میشه و یکی از محافظینش رو هم میکشن، ارتش هم به اردوگاه های ساف تو امان حمله میکنه که سه روز تمام درگیری شدیدی با این نیروها دارن،

تو این سه روز فرمانده ها و مشاوران پادشاه دو دسته شده بودن، یه سری میگفتن باید یه حمله اساسی بشه و قال قضیه رو کند یه سری هم معتقد بودن به خاطر مجهز بودن ساف به خمپاره و موشک های کاتیوشا این حمله ها باید محدود باشه وگرنه خسارت جانی و مادی زیادی برای کشور داره، پادشاه هم بعد سه رو درگیری شدید و کشته شدن 300 نفر و زخمی شدن حدود 700 نظامی و غیر نظامی دستور توقف ادامه درگیری رو صادر میکنه و آتش بس به امضای ملک حسین و یاسر عرفات میرسه.

اما نیروهای ساف دست بردار نبودن، اونا چندروز بعد 68 تبعه خارجی رو تو یک از هتل های امان گروگان میگیرن و اعلام میکنن اگر پادشاه فورا شریف شاکر و شریف ناصر از فرماندهان مخالف ساف تو ارتش رو برکنار نکنه هتل رو با این گروگان ها منفجر میکنن، یاسر عرفات شخصا موافق این اقدام نبود ولی قبلا هم گفتم که حرفش بین این نیروها تقریبا خریداری نداشت، بعد از این اتفاق ملک حسین عقب نشینی میکنه و با برکناری اون دوتا فرمانده و جانشین کردن یه فرمانده معتدل تر و تغییر نخست وزیر و  از همه جالب تر قرار دادن 6وزیر فلسطینی تو کابینه همه جوره به ساف امتیاز میده، این کارا از نظر آمریکا انقدر عجیب بود که مشاور امنیتی نیکسون رییس جمهور آمریکا میگه پادشاه با این امتیازاتی که به ساف داد شآن و منزلت پادشاهی خودش رو نابود کرد و آینده سیاسیش رو به خطر انداخت.

بعد از این اقدامات پادشاه دیگه دیپلمات های خارجی امیدی به ادامه سلطنت خاندان هاشمی یا حداقل ملک حسین تو اردن نداشتن، ملک حسین چندروز بعد حرکتی کرد که دیگه نور علا نور شد، اون توافق نامه ای رو با یاسر عرفات امضا کرد و حضور نیروهای ساف رو تو اردن به رسمیت شناخت و کمیته ای رو برای نظارت بر عملکرد فدرال تاسیس کرد، بله فدرال، ملک حسین رسما اختیار مناطق تحت اشغال فداییان رو به اونها داده بود و حالا دیگه فقط روشون نظارت داشت.

بعد از اینکه جنگ های شش روزه اعراب و اسراییل تموم شده بود جنگ تازه ای به اسم جاذبه بین اسراییل و مصر شکل گرفته بود که سال 1970 با طرح پیشنهادی راجرز وزیر امور خارجه آمریکا تموم میشه و هر دو طرف درگیر، این طرح رو قبول میکنن، کاری به مفاد این طرح نداریم ولی چیزی که مشخص بود اینه که یاسر عرفات به شدت با این طرح و صلح مصر با اسراییل مخالفت میکنه و اینو یه توطئه بزرگ علیه فلسطین و نیروهای ساف میدونه و تهدید میکنه که اردن رو به گورستان توطئه کننده ها تبدیل میکنه، بعد از این حرف عرفات درگیری ها دوباره تو اردن بالا میگیره و ماه اوت نیروهای ساف به اداره پست پایتخت حمله میکنن

درگیری هایی هم بین نیروهای فلسطینی که باهم رقیب بودن اتفاق میفته که ماجرا رو پیچیده تر میکنه تا  سازمان دست به کار عجیبی زد، گروه نوپای مارکسیستی “جبهه خلق برای آزادی فلسطین” که با پشتیبانی سوریه شکل گرفت   6سپتامبر 1970 3تا هواپیمای مسافربری رو دزدید و نزدیکی شهر زرقا توی یه باند صحرایی نشوند، مذاکرات برای حل این مشکل هم راه به جایی نمیبره تا جایی که 12سپتامبر این گروه هواپیماهارو بعد از پیاده کردن مسافرها جلوی چشم خبرنگارها و مطبوعات منفجر میکنه و 54 نفر از مسافرهای هواپیماها رو گروگان میگیره

3روز بعد پادشاه به همراه تمامی مشاورانش جلسه فوق العاده ای رو تشکیل میده و با برکناری نخست وزیر و معرفی کردن ژنرال فلسطینی محمد داوود که از وفاداران شخص پادشاه بود به عنوان نخست وزیر جدید یه حکومت نظامی تشکیل میشه

همین موقع هم ساف تمام نیروهای خودش رو که حدود 40هزار نفر بودن تحت رهبری یاسر عرفات به حالت آماده باش کامل درمیاره

2روز بعد تیپ 60 زرهی ارتش از همه جهت وارد پایتخت میشه و با 300 تانک و 55هزار نفر نیرو به اردوگاه های ساف حمله میکنه که انتظار داشت چندساعته تو جنگ پیروز بشه ولی از اونجایی که نیروهای ساف کاملا مجهز بودن جنگ خیلی بدی شکل میگیره که 10 روز تمام ادامه پیدا میکنه

همزمان ارتش به شهرهای دیگه مثل زرقا و اریبید  هم حمله میکنه، تو این شهرها هم درگیری های خیلی شدید به وجود میاد، از سمتی هم تمام کشورهای عربی فشار خیلی زیادی به اردن میاوردن که حملاتش رو متوقف کنه.

اردن همیشه از دخالت نظامی کشورهای عربی نگران بود، البته نگرانیش بی مورد هم نبود چون فردای روز حمله ارتش، سوریه با پرچم ساف از مرز رد میشه و برای حمایت از فداییان وارد اردن میشه ولی تیپ 40 ارتش اردن جلوی پیشروی اونهارو میگیره، ولی این اخرین حمله سوریه نبود، همون روز دوباره یه ارتش خیلی بزرگ از سوریه با 2تیپ زرهی و یه تیپ پیاده نظام با حدود 300 تانک و نفربر و تجهیزات کامل وارد اردن میشن

از طرفی هم بعد از جنگ 6 روزه حدود 17هزار نیروی عراقی تو مرزهای شرقی اردن مونده بودن که پادشاه نگرانی های هم از ورود اونها به کشور داشت و این در شرایطی بود که مسافرهای هواپیماهای ربوده شده هنوز گروگان نیروهای ساف بودن

اینجا بود که اردن مجبور شد از پریتانیا درخواست کمک نظامی کنه ولی بریتانیا به بهونه اینکه دخالتش

ممکنه آتیش جنگ رو بیشتره کنه نیرویی به اردن نفرستاد ولی بجاش آمریکا نیروی دریایی خودش رو

در حمایت از اردن تو آبهای اسراییل که خییلی به اردن نزدیک بودن مستقر کرد و با کمک اسراییل همه جا خبر پخش کرد که قرار تو اردن دخالت نظامی کنه درصورتی که قصد انجام همچین کاری هم نداشت،  ولی همین کار باعث شد نیروهای خارجی از ترس حمله آمریکا به اونها یکم بیشتر احتیاط کنن

4روز بعد از ورود گسترده ارتش سوریه برای حمایت از نیروهای فلسطین داخل اردن پادشاه دستور حمله زمینی و هوایی گسترده علیه

نیروهای سوری رو صادر میکنه که باعث میشه نیروهای سوریه تلفات سنگینی بدن، اما ژنرال حافظ اسد وزیر دفاع سوریه و فرمانده پیشین نیروی هوایی که با مداخله نظامی در اردن مخالف بود، از اعزام پشتیبانی هوایی برای یگانهای زرهی و پیاده تو  اردن خودداری کرد و نیروی هوایی اردن موفق شد یگانهای زمینی سوریه را منهدم کنه و اونارو مجبور به عقبنشینی کنه

اسراییل هم از این فرصت استفاده کرد و برای قدرت نمایی جنگنده هاش رو بالای سر نیروهای سوریه به پرواز درآورد ولی حمله ای رو انجام نداد

حافظ اسد دو ماه بعد با تصفیه حزب بعث سوریه و کودتا رهبری کشور را دست گرفت و مداخله نظامی حکومت سابق در اردن را ماجراجویی و سیاست غیرمسئولانه خواند.

اما عراق وارد جنگ نشد، وزیر دفاع وقت عراق با وجود فشارهای زیادی که بهش وارد میشد قبول نکرد که تو ماجرای اردن دخالت کنه و شاید این یکی از دلایلی بود که سال بعدش صدام حسین دستور ترورش رو صادر کرد.

بعد از موفقیت اردن برابر نیروهای خارجی، ارتش به مقرهای مختلف ساف تو تمام کشور حمله کرد و  شدیدن به به این نیروها خسارت وارد کرد، کشورهای عربی هم اردن رو به قتل عام فلسطینی ها متهم کردن چندروز بعد نشست فوق العاده اتحادیه عرب تو مصر تشکیل شد، تو این نشست سران کشورهای عربی به خصوص معمر غذافی رهبر لیبی حمله های شدیدی به ملک حسین کردن و اونو متهم به همدستی با اسراییل و کشتار فلسطینی ها کردن، اما اخر نشست با وساطت جمال عبدل الناصر رییسجمهور مصر توافق نامه ای بین ملک حسین و یاسر عرفات  امضا میشه، ولی جمال عبدل ناصر که بانی این آتش بس بود و فلسطینی ها اون رو یک حامی بزرگ برای خودشون میدونستن درست فردای این روز به خاطر سکته قلبی میمیره و با مرگش عملا صلح هم از بین میره

ارتش اردن کنترل تمام شهرها رو به دست میگیره و 360 پایگاه زیرزمینی و مخفی ساف رو کشف و منهدم میکنه و چند هزار نفر از این نیروها رو بازداشت میکنه، البته تا پایان رسمی حضور نیروهای ساف تو اردن یکم وقت بیشتری لازم بود چون هنوز این نیروها حمله های جست و گریخته ای رو انجام میدادن تا اینکه تو ژانویه 1971 ارتش تمام این نیروهارو سرکوب میکنه و به باقی نیروها هم اجازه میده خاک این کشور رو ترک کنن، یه بخشیشون میرن لبنان بخشی میرن سوریه و یه سری هم موقع ردشدن از مرز اردن و اسراییل توسط اسراییلی ها دستگیر میشن،

نتیجه این جنگ و درگیری حدود 3000 کشته از نیروهای ساف 600کشته و نابودی 120 تانک از ارتش سوریه و 530 کشته از ارتش اردن بود، البته یاسر عرفات همیشه میگفت که اردن 25هزار فلسطینی رو تو این درگیری ها به قتل رسونده که هیچ وقت نتونست حرفشو ثابت کن.

بعد از تمام این جنگ ها و درگیری ها اردن دست به یک پاکسازی گسترده زد و تمام افسرانی که ریشه فلسطینی داشتن و اردنی هایی که به فلسطینی ها نزدیک بودن رو اخراج کرد، تمام روزنامه های نزدیک به فلسطین بسته شدن و سردبیرانشون از کشور اخراج شدن، اردن داشت هویت خودش رو پس میگرفت، امریکا هم برای حمایت از این کشور 10 میلیون دلار کمک مالی کرد.

نیروهای ساف بعد از اینکه از اردن خارج شدن تو لبنان سازمان سپتامبر سیاه رو برای تلافی اقدامات اردن تشکیل دادن و شروع کردن به انجام کارهای خرابکارانه و حتی تا ترور نخست وزیر اردن هم پیش رفتن و اونو تو همون سال 1971 تو مصر ترور کردن

گروه سپتامبر سیاه حتی تو المپیک 1972 مونیخ به ورزشکارهای اسراییلی حمله میکنه و با گروگانگیری کشتن تعداد زیادی از اونها نیشش رو به اسراییل هم میزنه

و با اینکه همیشه یاسر عرفات و فتح و بقیه نیروهای فلسطینی ارتباطشون با گروه سپتامبر سیاه رو انکار میکردن ولی بعضی از مقامات بلندپایه فتح این رابطه رو تایید میکردن.

این گروه حتی تو لبنان هم با تکرار اقداماتی که تو اردن انجام میداد باعث درگیری هایی شد ولی با این تفاوت که لبنان نه پادشاهی مثل ملک حسین داشت نه ارتش درست درمونی که بتونه با این چریک ها مقابله کنه و نتیجه اون هم شد جنگهای داخلی 15 ساله ای که این کشور رو تا نابودی کامل پیش برد.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *